1395/5/11 ۰۸:۱۸
در بحث از زمینههای امکان رشد تفکرات فلسفی؛ یک «بستر طبیعی» وجود دارد که از آن گریزی نیست و دیگر «بستر اجتماعی» است که ما خود اساساً پدیدآورنده آن هستیم. «بستر طبیعی» همان اوضاع و احوال و ساختار طبیعی انسانها، نوع جنسیت و تمایلاتشان برای ورود به عرصههای مختلف فکری است و «بستر اجتماعی» نیز در بردارنده هنجارها، قانون، فرهنگ، قراردادهای اجتماعی و... است.
اندیشه، در فضای گفت وگویی و دیالکتیکی متولد می شود
واقعیت این است که تمایل به تفکر در حوزههای مختلف به طبیعت افراد و جنسیت آنها بازمیگردد. اگر فکر را به عنوان یک مفهوم عام در نظر بگیریم در این صورت میتوان چنین نتیجهگیری کرد که جنسیت در این میانه چندان اثرگذار نیست و افراد با هر جنسیتی «فکر میکنند». اما اگر مقصود از «فکر»، معنای خاص فلسفی آن باشد، شاید بتوان از «جنسیت» به عنوان یک عامل اثرگذار یاد کرد. این در حالی است که تاکنون این مسأله به طور میدانی مورد بررسی و مطالعه قرار نگرفته است. اما به طور نظری میتوان گفت «بستر طبیعی» امکان انتخاب نوع فعالیت افراد، از جمله تفکر فلسفی را تعیین میکند.اما در رابطه با «بسترهای اجتماعی» شرایط متفاوت است؛ در تاریخ تفکر، تفکراتی که اغلب با عنوان اندیشههای فلسفی شناخته میشوند، معمولاً در یک «فضای گفتوگویی و دیالکتیکی» به وجود آمدهاند. بخش بیشتر فلسفه رسمی در جوامعی شکل میگرفت که افراد دور هم جمع میشدند و «گفتوگو» میکردند و مجدداً حاصل گفت وگوهایشان را به گفتوگو میگذاشتند؛ یعنی اغلب جوامعی که در آنها «فرهنگ گفتوگو» حاکمیت داشته است، به شیوهای که از آن با عنوان «شیوه سقراطی» یاد میشود، عمل میکردند و در نتیجه در آن جوامع بیشتر زمینه رشد تفکرات فلسفی فراهم بود.
در چنین بسترهای اجتماعی بود که متفکرانی همچون سقراط، افلاطون و.... زاییده شدند. اگر تاریخ را تورق کنیم و از قرون وسطا و رنسانس به عصر حاضر برسیم، درخواهیم یافت که تقریباً هر تفکری که مطرح شده است حتی در سنت اسلامی و در آرای ملاصدرا، شیخ اشراق، ابن سینا و... در «فضایی گفتوگویی» شکل گرفته است چراکه اندیشه، آن هم از نوع فلسفی آن، تنها در نتیجه تضارب آرا متولد میشود. واقعیت این است که در طول تاریخ به لحاظ اجتماعی امکان گفتوگوی فکری برای خانمها فراهم نبوده است، حتی امروز هم، چنین شرایطی وجود ندارد. هر چند که امروز برای خانمها فضاهایی برای حضور اجتماعیشان فراهم شده اما این فضاها اغلب هدایت شده است. اگر به شکلی تاریخی به این مسأله نگاه کنیم در مییابیم که تعادل و تساوی لازم میان امکان حضور اجتماعی برای زنان و مردان چندان فراهم نبوده است. امروز شاید زنان براحتی بتوانند از خانه خارج شوند اما در سطوح بالا و آن جاهایی که باید برای آنها راه باز کرد، همچنان با محدودیتهایی مواجه هستند. به نظر میرسد در جامعه آنچنان که باید زمینهها برای ورود زنان به مراحل بالای عرصه فکر و فعالیت اجتماعی فراهم نشده است و مادامی که این امکان حضور و گفتوگو فراهم نباشد، طبیعتاً نمیتوان از سوی زنان انتظار تولید فکر و فیلسوف شدن داشت و اینجا است که سهم مردان از زنان بیشتر دیده میشود. در واقع، در نتیجه عدم توازن امکان حضور اجتماعی، امکان تفکرورزی نیز محدود میشود. شاید یکی از دلایلی که ما فیلسوف زن کمتری در جامعه فکری خود داریم همین مسأله باشد. از این رو، با این دیدگاه که مردان در مقایسه با زنان قدرت تفکرورزی بیشتری دارند، موافق نیستم چراکه بستری که برای مردان در مقایسه با زنان در طول تاریخ فراهم بوده است باعث شده تا مردان بیشتر از زنان در امر تفکرورزی بدرخشند.این در حالی است که در کنار بسترهای اجتماعی باید به فاکتور «گرایشهای طبیعی» نیز توجه کرد؛ شاید اساساً زنان تمایلی به افکار فلسفی ندارند نه اینکه فاقد این توانایی باشند.
مادامی میتوان از پررنگ یا کمرنگ بودن تفکر فلسفی در زنان و مردان سخن گفت که یک نظام فلسفی مدنظر باشد، مثل افلاطون، ارسطو، ملاصدرا و... و ما در این نظام فلسفی بسترهای برابری را برای ظهور و بروز زنان فراهم کرده باشیم و در این صورت باز زنان سهم کمتری داشته باشند. حال، این سؤال پیش میآید که چقدر میتوانیم از این نظامهای فلسفی داشته باشیم. وقتی تاریخ را ورق میزنیم در مییابیم که اغلب چند صد سالی طول میکشیده تا اندیشمندی ظهور کند و تفکری خاص داشته باشد و این بدین گونه نیست که هر روز یک اندیشمند و یک نظام فلسفی متولد شود. بنابراین شاید برخی جاها هم از اراده ما خارج باشد. با این حال، «فکر کردن» که لزوماً نباید به ایجاد یک نظام فلسفی بیانجامد، مردم هر روز فکر میکنند، حال این فکر، گاهی علنی میشود گاهی هم نمیشود. گاهی جنبههای فلسفی مییابد گاهی هم تفکرورزی رنگ و مایه فلسفی ندارد. بنابراین نمیتوان گفت اگر تفکری، مایه فلسفی نداشت پس ارزشی هم ندارد و نادیدهاش انگاشت. زنان قطعاً در تفکرورزی سهم بسزایی دارند هرچند که ممکن است از جنس فلسفی، کمتر در تاریخ تفکر ما از خود ردپایی به جا گذاشته باشند.
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید